على اصغر شميم

494

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

وحشتى برپا كردند . خانه‌هاى تمام مشروطه‌خواهان را غارت كردند و عده‌ى زيادى را به زندان انداختند . بنا به گزارش‌هاى رسمى ضمن تخريب مجلس متجاوز از سيصد تن ( اخلالگر ) كشته شده بود ولى در واقع در حدود 2500 تن به قتل رسيده بود . مدافعين مجلس كه غالبا مسلح به اسلحه سرد از قبيل خنجر و غيره بودند ، چندبار به توپخانه دشمن هجوم آوردند ، حتى تا 15 قدمى توپ‌ها نيز خود را رسانيدند ولى آتش توپخانه آن‌ها را وادار به عقب‌نشينى كرد . تمام كوچه‌هاى دور و بر مجلس با نعش فدايىان پوشيده شده بود . فعاليت افسران روسى و وضع خونين روز 23 ژوئن ( دوم تيرماه - 23 جمادى الاول ) در تهران چنين بود . كسى اين امر را مخفى نمىدارد ، حتى روزنامه‌هاى مرتجع تزارى نيز با رضايت تمام اين صحنه‌ها را تشريح مىكردند « 1 » » . اينك دو روايت از شادروان دكتر مهدى ملك‌زاده مؤلف كتاب « تاريخ انقلاب مشروطيت ايران » و فرزند مجاهد بزرگ ايران مرحوم ملك المتكلمين : اسد اللّه خان جهانگير اين جوان 25 ساله عمه‌زاده ميرزا جهانگير خان بود و در حسن خلق سرسلسلهء جوانان مجاهد محسوب مىشد و با اين‌كه امور داخلى روزنامه صور اسرافيل را كه در آن روزهاى خطرناك در مجلس اداره مىشد ، عهده‌دار بود ، شب و روز مسلح و در سنگرى كه حفاظت آن به او سپرده شده بود ، قراولى مىكرد و عاقبت به‌طورى كه از نظر خوانندگان خواهد گذشت با شجاعت بىنظيرى در ميدان جنگ شهيد شد . دولت‌آبادى در تاريخ زندگانى يحيى مىنويسد : « ميرزا اسد اللّه خان در ايام تحصن در بهارستان اغلب با من بود ، روزها زحمت روزنامه‌ى صور اسرافيل را تحمل مىكرد و شب‌ها تا صبح در سنگر پشت‌بام مجلس كشيك مىداد . شب دوشنبه 22 جمادى الاول كه من در بهارستان بودم ، اين جوان را در نيمه‌شب ديدم ، خورجينى بر دوش داشت و به اتاقى كه متحصنين در آن بودند ، وارد شد . در آن خورجين اوراق آخرين نمره‌ى روزنامه‌ى صور اسرافيل كه با هزاران زحمت به طبع رسيده بود ، جا داشت . چون پاسى از نيمه‌شب گذشته بود من به خواب رفتم و سپيدهء صبح از خواب بيدار شدم و با كمال تعجب ديدم كه آن جوان همچنان به مرتب كردن صفحات روزنامه مشغول است . از او

--> ( 1 ) - « انقلاب مشروطيت ايران ، تأليف م . پاولويچ - و . تريا - س . ايرانسكى ، ترجمه : م . هوشيار ، ص 108 .